سلام با تشکر از همه دوستانیکه مارا درطول چند سال گذشته یاری کردند و در هرچه بهتر کردن این سایت کمک کردند و با عرض پوزش از این که چند ماهی است که اینجا آپدیت نشده و این باتوجه به روزهای اوج که در روز۱۰بار آپ میشد است که ممکن است شما از دست من ناراحت باشید با نگران با تشکر از تمام کسانی که از سلامت من سوال کرده اند میگویم که من زنده ام.وعلت آن گیر افتادن درشرایط سخت امنیتی است.اما با قدرت کار خودرادر توییتر ادامه میدهیم http://twitter.com/newssabz

مطلب را به سایتهای اجتماعی بفرستید:
  • Facebook
  • Balatarin
  • Donbaleh
  • email
  • friendfeed
  • TwitThis

بدون دیدگاه » شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

یک حکم اعدام دیگر; مطهره بهرامی یکی از بازداشت شدگان روز عاشورا

متاسفانه بار دیگر باید شاهد اعدام یکی دیگر از هم میهنان خود باشیم این بار نوبت مطهره بهرامی یکی از دختران بازداشت شده روز عاشورا است.ما تا کی باید شاهد این اعدامها باشیم را نمیدانم اما کم کم دارم معنی سال کار و همت مضاعف را که خامنه ای گفته را متوجه میشوم.
** کلمه : حکم اعدام برای یکی از بازداشت شدگان روز عاشورا
* مطهره بهرامی یکی از بازداشت شدگان روز عاشورا است که به اعدام محکوم شده است. وی که در بند ۲۰۹ زندان اوین مدتی با زندانیان بهایی و سپس روزنامه نگاران زندانی هم سلول بوده اکنون در بند نسوان زندان اوین به سر می برد. به گزارش سایت «تا آزادی زندانیان سبز» مطهره بهرامی که روز عاشورا به اتفاق همسر ، پسر، دوستِ پسرش و همچنین دوستِ همسرش بازداشت شده بود، با اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده است. پرونده او در مرحله تجدید نظر است. محسن دانشور و مهدی دانشور ، همسر و پسر مطهره بهرامی هستند که به همراه او بازداشت شده اند. همچنین ریحانه حاج ابراهیم بازداشتی دیگری است که به اتفاق مطهره بهرامی بازداشت شده است.

مطلب را به سایتهای اجتماعی بفرستید:
  • Facebook
  • Balatarin
  • Donbaleh
  • email
  • friendfeed
  • TwitThis

۱ دیدگاه » فروردین ۲۶م, ۱۳۸۹

زجرنامه ی بهاره مقامی ; معلم سبزی که در زندان جمهوری اسلامی به او تجاوز شد

بهاره مقامی از قربانیان تجاوز در بازداشتگاه های پس از کودتای ۲۲ خرداد است. او را مانند “ترانه موسوی” از مقابل مسجد قبا، پاسداران کودتا ربودند و در بازداشتگاه با او آن کردند که خود نوشته و شیخ مهدی کروبی با جسارتی فراموش نشدنی این جنایت را تاکنون فریاد کرده است. خانم مقامی می نویسد: نام من بهار است. بیست و هشت ساله ام، نامم بهاره مقامی است و دیگر هیچ چیزی برایم باقی نمانده که بخواهم به امید آن نامم را پنهان کنم. همه آنهایی که روزی برایم مهم بودند را از دست داده ام، اقوام و دوستان، آشنا و همسایه، همکار و هم قطار، همه و همه را از دست داده ام. همه چیزم را نامردان ربودند، زندگیم را. حال که جلای وطن کرده ام، می خواهم برای یک بار هم که شده، دردم را با کسی قسمت کنم. از همه دوستان دیگری هم که سرنوشت دردناکی چون من داشته اند می خواهم که بنویسند . بنویسند که بر آنها چه گذشته. اگر هم از بیم جان یا آبرو نمی توانند اسمشان را بگویند، با اسم مستعار بنویسند. بنویسند تا تاریخ بداند که بر نسل ما چه گذشت، بر نسل غم. تا آیندگانی که در آزادی در ایران زندگی خواهند کرد بدانند که این آزادی به چه قیمتی به دست آمده، به بهای چه جانهای سوخته، چه امیدهای بر باد رفته، چه کمر های شکسته و زانوان خمیده. کمر پدرم شکست وقتی فهمید. خرد شد. مادرم یک شبه انگار صد سال پیر شد. برادرم، برادرم که هنوز هم روی آنرا ندارم که به صورتش نگاه کنم، و او هم نگاهم نمیکند تا مرا بیش از این نیازارد. انگار مردیش را از او گرفتند وقتی فهمید. از مرد بودن خودش هم بیزار شد وقتی فهمید، که نامردهایی هستند که از مردی فقط نرینگی را دارند. ناموس و عنف و شرف و نجابت و عصمت و حیا برایشان بی معنیست. من معلم اول دبستان بودم، به غنچه های کشورم خواندن و نوشتن یاد می دادم. یاد می دادم “بابا آب داد”، “آن مرد می آید”، “آن مرد نان دارد”. مرد برایم آن نان آور مهربان بود. او که منتظر بودم بیاید. حال برایم چهره اش عوض شده، خشماگین و در هم کشیده از هوس کور، بوی تعفن عرقش یک لحظه هم از خاطرم نمیرود. همیشه ترسم از این است که بیاید، نیمه شبها با ترس آمدنش از خواب می پرم. با کوچکترین صدایی همه وجودم به لرزه می افتد و قلبم به تپش می افتد، مبادا بیاید؟ هر لحظه آماده فرارم، شبها را با چراغ روشن به روز می رسانم و روز ها را با اشک و آه به شب. خانه مان در کارگر شمالی بود. با برادرم به سمت مسجد قبا رفته بودیم که دستگیرم کردند. زدند و بردند و داغان کردند، به قول حافظ همان طور که ترکان خوان یغما را. بعضی ها دستشان شکست، بعضی ها پایشان، بعضی ها کمرشان. بعضی ها هم مثل من روحشان، خرد و خمیر شد. له شدم. انگار انسان بودنم از من گرفته شد. بهار بودم، مرده ام حالا، شقایق له شده ام. از کسانی که این نامه را می خوانند می خواهم، که اگر کسی را می شناسند که مثل من قربانی تجاوز نامردان شده، با او مهربانتر باشند، همدرد باشند. بدبختی من و امثال من این است که در فرهنگ ما تجاوز فقط ضربه به یک فرد نیست، به کل خانواده یا حتی خاندان اوست. فردی که قربانی تجاوز شده دردش با گذشت زمان التیام نمی پذیرد، بلکه با هر نگاه پدرش داغش تازه می شود، با هر قطره اشک مادرش، قلبش از نو میشکند. فامیل و دوست و همسایه که هیچ. همه با آدم قطع رابطه می کنند. خانه مان را مجبور شدیم مفت بفروشیم و برویم به کرج. اما آنجا هم دوام نیاوردیم. مأموران که سریع آدرس خانه جدیدمان را پیدا کردند، زیر نظرمان داشتند. می آمدند سر کوچه مان می ایستادند، پدرم که رد می شد پوزخند می زدند. همه چیز را گذاشتیم و جلای وطن کردیم. پدر و مادرم سر پیری آواره کمپ پناهندگی شده اند. به جرأت می توانم بگویم که درد فرهنگی پس از تجاوز بارها و بارها بدتر و شدید تر از درد جسمی آن بود. خیلی ها وقتی که در مورد تجاوز می شنوند می خندند، قسم به هر چه که برایتان عزیز است، خنده دار نیست. رنج و عذاب یک خانواده ساده، بی آبرو شدن یک دختر یا پسر جوان، هتک حرمت از عشق خنده دار نیست. آنها که تجاوز می کردند می خندیدند، سه نفر بودند. هر سه ریشو و کثیف، بد لهجه و بد دهن. به همه فامیلم فحش می دادند، با اینکه خودشان دیدند باکره ام به من تهمت فاحشگی زدند و مجبورم کردند زیرش را امضا کنم. دیگر خجالت نمی کشم که این را بگویم، برایم قبحش را از دست داده که هیچ به آن افتخار هم می کنم: گفتند جنده. گفتند جنده امضا کن. گفتم من معلمم. امضا نمی کنم. گفتند ما سه تا شاهد عادل داریم که دیده اند تو یک شب با سه نفر خوابیده ای. گفتم من هم بیش از سی تا شاهد دارم که معلمم، اگر حالا کارم به اینجا کشیده شده تقصیر شماست. پوزخند زدند که خب برایت بد نشد، از حالا به بعد درآمدت کلی بالا می رود. ناموس برایشان تا این حد بی معنا بود، نجابت تا این حد پوچ. ندیده بودند، نداشتند. همه زنها برایشان جنده بودند، زن که هیچ، به مرد ها هم رحم نمی کردند. انسان نبودند، در اثر کمبود و عقده، به جانوارن منحرفی تبدیل شده بودند که جز به کثافت کشیدن همه زیبایی ها کاری بلد نبودند. می بینم مردم گاهی به خواهر و مادر اینها فحش میدهند، این جانورانی که من دیدم به خواهر و مادر خودشان هم رحم نمی کنند، خدا به داد آن بیچارگان برسد که باید عمری را با این درنده خویان بدصفت سر کنند. دندان های جلویم شکست، شانه ام از جا در رفت، زنانگی ام ویران شد. می دانم که دیگر هیچ گاه قادر نخواهم بود مردی را دوست بدارم، هیچ گاه نخواهم توانست با مردی صمیمی و نزدیک باشم و به او اعتماد کنم. می دانم که سرزمینم مردان غیور درد آشنا هم زیاد دارد، اما برای من دیگر مرد و نامرد یکی شده است. زندگیم دیگر به عنوان یک زن به پایان رسیده، انگار مرده متحرکی بیش نیستم. اما می نویسم، می نویسم تا زنده بودنم را پس بگیرم. می نویسم معلم بودم ، جنده شدم، حالا هم نویسنده ام. می نویسم بهار بودم، با اینکه خزان شدم. حالا زیباترم. جنده زیبایم، بی آبروی محله مان شدم، معلم بی کلاس شدم، مسخره خاص و عام شدم، محکوم به تنهایی شدم، آغشته به کثافت ظالم شدم، گیسو بریده و شکسته دست و خونین چهره جمهوری اسلامی شدم، پس افتخار می کنم که جنده آزادیم . می دانم که من تنها نیستم، صدایشان را می شنیدم، در بند های مجاور، وقتی که مثل یک جسد بی جان و بی مصرف روی زمین افتاده بودم میشنیدم که نامردیشان را بارها به نمایش گذاشتند. از همه همدردانم میخواهم که بنویسند، دردشان را هر جوری که می توانند فریاد بزنند، چون این از همان دردهاییست که به قول هدایت مثل خوره روح آدم را میخورد. بگذارید بیرون بیاید، بگذارید همه بدانند. بدانید که تنها نیستید، مثل من و شما بسیار است، ما همه در این درد شریکیم. این زجر نامه طولانی تر از این هاست، اما برای حالا آن را با یک حرف به پایان میبرم، روی صحبتم با شخص آقای خامنه ایست: تو که خودت را پدر همه ملت میدانی، من دختر ایران زمین بودم، ماموران تو به من تجاوز کردند. تقاص عصمت من را چه کسی خواهد پرداخت؟

مطلب را به سایتهای اجتماعی بفرستید:
  • Facebook
  • Balatarin
  • Donbaleh
  • email
  • friendfeed
  • TwitThis

بدون دیدگاه » فروردین ۲۶م, ۱۳۸۹

موسوی: پایه‌های مشروعیت نظام را موریانه خورده است

میرحسین موسوی در دیدار با گروهی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس، حملات خود به دولت در سال جدید را آغاز کرد. او با آنکه نگفت نظام مشروعیت خود را از دست داده، اما پایه‌های آنرا لرزان خواند. موسوی با انتقاد از برنامه‌های اقتصادی دولت، گفت که به خاطر کاهش مشروعیت بین‌االمللی و آینده غیرقابل پیش بینی، جریان سرمایه گذاری در ایران کاملا مختل شده است.
درست یک روز بعد از تغییر ساختار در قیرقیزستان، میرحسین موسوی در دیدار با گروهی از نمایندگان مجلس، حمله به دولت در سال جدید را وارد فازی جدید کرد. این در درحالی است که به لحاظ افزایش انتظارهای عمومی از راهبران جنبش سبز برای برداشتن گام‌های عملی‌تر در به چالش کشیدن حاکمیت و مقایسه وضعیت ایران و قیرقیزستان، ممکن است گروه‌های بسیاری سخنان امروز موسوی را ناکافی بدانند.
به گزارش ندای سبز آزادی، در این دیدار ابتدا چند تن از اعضای فراکسیون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سخنانی را بیان کردند و سپس مهندس میرحسین موسوی با مهم خواندن سخنان اعضای سازمان گفت: «نظام ما دچار مشکلاتی شده است که بازتاب آن فقط در تظاهرات خیابانی محدود نمی شود، مسائل و مشکلات خیلی عمیق تر از اینهاست. یکی از اینها همین است که حاکمیت فکر کند با جمع کردن تظاهرات خیابانی مسئله معترضان حل شده است. تمام مسائل و مقوله هایی که پایه های اعتبار و مشروعیت یک نظام را تشکیل می دهد در حال از بین رفتن است. نظام ها معمولا نیروهای سخت افزاری ( نیروی های انتظامی و نظامی و امنیتی) را در نهایت برای حفظ خود به هر قیمت بکار خود می‌گیرند اما این در کشور ما اتفاق افتاد و این جای تامل و توجه بسیار دارد.»
موسوی، تبدیل شدن دروغ به یک عادت را مشکل مهم امروز دانست: «مسئله دروغ مسئله اصلی ما شده و مردم نسبت بدان اعتراض دارند که متاسفانه در همه سطوح حاکمیت و تبلیغات جریان دارد و مردم را نسبت به اصل و اساس این نظام مسئله دار و در باورهاشان تردید ایجاد کرده است. اصلی ترین عامل که باعث تثبیت و حفظ نظام بوده و آن اعتماد مردم به حاکمیت بوده است از بین رفته است. مسائل اخلاقی، عدم کارآمدی، سیاست خارجی، فساد فراگیر، … همه اینها یک نوع بی‌اعتمادی نسبت به حاکمیت و نظام ایجاد کرده است. آیا این مسائل با سرکوب و بکارگیری قوه قهریه حل می‌شود»
آخرین نخست وزیر ایران در انتقاد از سواستفاده از «ارزش‌ها» گفت: «نشانه‌های دیگری که می‌شود بدان اشاره کرد یکی استفاده ابزاری و بد از ارزش‌ها ( اسلام، انقلاب و امام ) باعث اغتشاش و آشفتگی فکری و روحی در جامعه شده است. نوع معرفی “امام خمینی” از صدا و سیمای غیرملی و رسانه‌های خارجی چهره مغشوشی از امام به نسل جوان ارائه می‌دهد و دراین آشفته بازار افراد چه برداشتی می‌توانند از امام داشته باشند؟»
میرحسین موسوی در ادامه گفت: «این وضعیت جریان سرمایه گذاری در کشور را کاملا مختل کرده است چرا که آینده غیرقابل پیش بینی شده است برخلاف جامعه ای مثل ژاپن که جریان سرمایه گذاری در آن توسط برخی خانواده ها قدمتی بیش از دو قرن دارد. در جامعه ما زود سود بردن هدف شده چون امید به آینده نیست و بدلیل شرایط کسی بدنبال سرمایه گذاری تولیدی و دراز مدت و اشتغال پایدار نیست و آیا نتیجه تداوم این وضعیت بیکاری و فقر بیشتر نیست؟ متوسط نرخ رشد سرمایه گذاری در پنج سال اخیر به حدود ۷ درصد کاهش یافته در حالیکه بر طبق قانون برنامه چهارم توسعه این رقم باید ۲/۱۲ درصد در سال رشد می داشت و البته این نرخ رشد باید با هزینه ۸۲ میلیارد دلار در قوانین بودجه سنواتی توسط دولت حاصل می شد که با هزینه بیش از ۲۲۰ میلیارد دلار(۷/۲ برابر) نه تنها این اتفاق نیافتاده بلکه نسبت به گذشته نیز پشترفت داشته است ! و آیا این رخداد یک فاجعه نیست؟»
موسوی با اشاره به طرح هدفمند شدن یارانه که توسط رئیس دولت مطرح شده گفت: دراجرای این طرح هدفمندی یارانه ها و دعواهای جاری هم مسئله اصلی دولت اجازه گرفتن هزینه میلیارد تومان برای جلب و خرید رای است و لاغیر ! واقعیت موجود و تبلیغات رسمی بگونه ای شده است که همه نسبت به آمارهای رسمی اعلامی و اینکه نرخ تورم به ۸/۱۰ درصد در سال گذشته کاهش یافته است دچار تردید جدی شده‌اند و همه اینها نشانه هایی است از اینکه موریانه های بی اعتمادی دارد پایه های نظام را می خورد و از درون تهی می کند .
میرحسین در این دیدار گفت ضمن انتقاد از جریان حاکم، ابراز امیدواری کرد که بالاخره بعد از گذر از شرایط ماه‌های بعد از انتخابات، حاکمیت به سوی ایجاد فضایی باز‌تر برود: «برداشت و امید من این است که جریان حاکم به اجرای قانون اساسی و همه اصول آن برگردند و فضای امنیتی و نظامی را کنار گذارند و فضا را باز کنند ولی اگر اینراه رفته نشود مجبوریم بایستیم چون ما نظام و کشور و انقلاب را دوست داریم. من می پرسم اگر اول انقلاب به نیروهای مذهبی گفته می‌شد که حاضرید حاکم شوید و آدم بکشید ،هیچکس اینرا قبول نمی کرد بنابراین ما نمی توانیم نسبت به این وضعیت بی تفاوت باشیم. جنبش سبز مطالبه زیادی ندارد اما ظاهرا اجرای همین خواسته برای آنها بسیار سخت است و از اینرو افسانه سازی در مقابله با این جنبش می کنند و خود در دام این افسانه سازی و دروغ‌هایی که می‌بافند، می‌افتند. با این حال دعا می‌کنم که جریان حاکم از این دائره تنگی که برای خود ساخته اند خارج شوند و اداره کشور به مسیر و روال مطلوب باز گردد‌. وی به حاکمیت توصیه کرد: اگر اینها فکر می‌کنند که با ادامه این نگاه و بینش مسائل و مشکلات کشور حل می شود اشتباه بزرگی است و ما باید بایستیم تا مسائل و مشکلات حل شود.»

مطلب را به سایتهای اجتماعی بفرستید:
  • Facebook
  • Balatarin
  • Donbaleh
  • email
  • friendfeed
  • TwitThis

بدون دیدگاه » فروردین ۲۶م, ۱۳۸۹

شعار های سبز در مراسم تشییع جنازه همسر آیت الله منتظری در میان تدابیر شدید امنیتی

شعارها و نمادهای سبز و پاره کردن عکس خامنه ای در مراسم تشییع جنازه ای که بدون جنازه برگزار شد
الله اکبر * یا حضرت معصومه ، منتظری مظلومه * تشییع بی جنازه ، اینم یه ظلم تازه * یا حجت ابن الحسن ریشه ی ظلم رو بکن * عزا عزاست امروز روز عزاست امروز جنبش سبز ایران صاحب عزاست امروز * خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست
امروز مراسم تشییع جنازه بانوی گرامی ماه سلطان ربانی ، همسر آیت الله منتظری در میان تدابیر شدید امنیتی و بدون پیکر پاک ایشان با حضور گسترده مردم انجام شد.حکومت سرکوبگر که حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری را تجربه کرده بود اینبار وحشت از آن داشت که بار دیگر این اتفاق بیفتد و از شب قبل تدارک گسترده ای برای جلوگیری از این اتفاق داده بود و نیروهای امنیتی خود را با دوربین به میان جمعیت فرستاده بود که از آنها فیلم بگیرد تا مردم را شناسایی کرده و بعدا آنها را بازداشت کند اما با تمامی این جو خفقان و تهدید نتوانستند جلوی دوستداران منتظری و ادامه دهندگان راه او را بگیرند و پس از این که مردم که از صبح در مقابل منزل منتظری ایستاده بودند پس از این که متوجه شدند جنازه را حکومت به آنها نمیدهد به سمت حرم حضرت معصومه حرکت کرده و در مقابل و داخل حرم شروع به سر دادن شعارهایی در حمایت از منتظری و علیه حکومت کردند که باعث درگیری بین مردم و گروه ها فشار شد لباس شخصی ها که از حضور مردم شوکه شده بودند.با آوردن عکس خامنه ای به میان جمعیت قصد به خشونت کشیدن مراسم را داشتند مردم هم که از این کار خشمگین شده بودند به سمت آنها رفتند و عکس خامنه ای را پاره کردند و سپس از حرم حضرت معصومه را تا محل تدفین ایشان که مسیر طولانی بود را با پای پیاده حرکت کرده و در طی مسیر شعارهایی در حمایت از ایت الله منتظری دادند و در هنگام برگشت حدود ۳۰ نفر خانوم و آقا که در میان جمعیت پر شور تر شعار میدادند توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند و اینگونه شد که این روز هم سبز برگزار شد. سایت آزادی و حقوق بشر نیز پیوند دوباره بانو ماه سلطان و حسینعلی را در بهشت تبریک میگوید و به خانواده داغدار منتظری تسلیت میگوییم.در پایان گزارش سایت ندای سبز آزادی از این مراسم را بخوانید:
***IranGreenVoice: اخلال کودتاگران در مراسم تدفین همسر آیت الله منتظری
دهها تن از ماموران انتظامی- امنیتی و نیروهای لباس شخصی، با آرایش نظامی- پلیسی و ایجاد ارعاب در برگزاری مراسم تشییع و تدفین همسر آیت الله العظمی منتظری، امکان برگزاری هرگونه مراسم تشیع و نماز میت را از خانوادۀ آن بزرگوار سلب کرده و عملا مراسم را مبدل به یک خاکسپاری حکومتی کردند تا بنا به قول خانوادۀ مرحوم منتظری، برای اولین بار یک تشییع جنازۀ بدون جنازه در قم برگزار شود.
سعید منتظری در شرح ماوقع ماجرای امروز، ضمن بیان اینکه از ساعتها قبل مردم سوگوار، علاقه مندان و خانواده منتظری در محل حرم حضرت معصومه (س) برای برگزاری نماز و تشییع پیکر بانوی آیت الله منتظری تجمع کرده بودند، به عمکرد تاسف بار ماموران در این زمینه اشاره نموده و به جرس گفت: «از بامداد امروز نیروهای امنیتی – انتظامی و لباس شخصی ها، با ایجاد یک فضای سنگین و امنیتی، عملا امکان برگزاری مراسم نماز، تشییع و حتی سوگ بر پیکر مادرمان را ندادند و دهها خودرو نیروهای دولتی، جنازه را تحت الحفظ آورده و خودشان در حرم و بدون دسترسی مردم و حتی خانواده، توقفی کوتاه نموده و سپس فورا آنرا از محل خارج کردند.»
پسر داغدار خانوادۀ منتظری همچنین تصریح کرد:«آقایان نه شرایط خانواده آیت الله منتظری برای مراسم تدفین را پذیرفتند، نه امکان دسترسی مردم و حتی خانواده به پیکر مادر مرحوممان فراهم شد و نه حتی گذاشتند طبق گفته ها و وعده های مقامات، به صورت محدود و در سکوت جنازه را تشییع کنیم.»
ایشان از هراس ماموران حکومت حتی از پیکر یک بانوی هشتاد ساله و برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری سادۀ آن سخن گفته و متذکر گردید “یا این عمل تاسف بار ترس خود را بوضوح به نمایش گذاشتند و نشان دادند از یک جنازه و تدفین آن نیز واهمه دارند.”
در همان حال که سعید منتظری در حال گفتگو با خبرنگار جرس بود، ماموران حکومتی پیکر بانوی مرحومه را با تعدادی خودرو از آن محل خارج می کردند و ایشان خاطرنشان کرد:«نه تنها اجازه برگزاری مراسم به ما داده نشد، بلکه حنی نگذاشتند جایی که خانواده مدنظر داشت، این مرحومه را دفن نماییم.»
بر اساس همین گزارش، مردم که در محل برای برگزاری مراسم آمده بودند، با اطلاع از اینکه قرار است پیکر ایشان بدون در نظر گرفتن درخواست خانواده، در محلی دیگر (گلزار شهدای قم ومحل عمومی دفن اموات) به خاک سپرده شود، با سر دادن شعارهای اعتراضی سعی در ممانعت از این امر را داشتند که بدلیل انتقال سریع جسد و شرایط پلیسی حاکم، احمد منتظری جهت جلوگیری از هرگونه برخورد خشن ماموران با مردم و یا دستگیری های احتمالی، از مردم خواهش کرد به محل دفن پیکر ایشان بروند.
متعاقب این مسئله، مردم سوگوار و ناراضی از وضع بوجود آمده، محل تجمع (حرم حضرت معصومه) تا گلزار شهدا را علی رغم طولانی بودن مسیر، پیاده طی کرده و با شعارهای “عزا عزاست امروز روز عزاست امروز، ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز” و ندای الله اکبر، به محل دفن رفتند.
سعید منتظری پیرامون جزئیات تدفین در محل مورد نظر خاطرنشان نمود “عوامل حکومت و ماموران امنیتیِ بیشمار و مستقر در محل، به زور و با توسل به ارعاب، پیکر آن مرحومه را آن طور که می خواستند و آن جا که می خواستند، دفن نموده و عملا امکان برگزاری مراسم را از ما و مردم سوگوار سلب کردند.”
***دستگیری در مراسم تشییع
همچنین در جریان مراسم خاکسپاری چندتن ازشرکت کنندگان که نقش برجسته تری در هدایت و نظم دهی جمعیت داشتند، دستگیر شدند.
فرزند دیگر آیت الله فقید با توجه به دستگیری این افراد ابرازامیدواری کرد که مسئولان امنیتی شهرقم درایت و تدبیر لازم را بخرج دهند و با آزادی سریع این افراد، فضا را ملتهب نکنند و اجازه دهند که مراسم سوگواری این بانوی مومنه به آرامی برگزارشود.
احمد منتظری خاطرنشان کرد که مقامات امنیتی شرکت کننده در مراسم قول داده اند که این افراد بزودی آزاد شوند.
فرزند سوگوار آیت الله منتظری علت دستگیری این افراد را صرفا فعال بودن آنان در میان جمعیت و پرشور شعار دادن ذکر کرد و افزود: همانگونه که از مردم درخواست کرده بودیم،آنان مراقب اوضاع بودند و ازطرح شعارهایی تند پرهیز می کردندو نمادی هم به همراه نداشتند ولی صرف گفتن پرشور ” لا اله الا الله” منجر به دستگیری تعدادی از شرکت کنندگان شد.
حجت الاسلام احمد منتظری خاطر نشان کرد که نماز میت توسط آیت الله شبیری زنجانی اقامه شد و به رغم تعطیلی نوروزی، مردم تقبل زحمت کرده بودند و از شهرهای اصفهان ، نجف آباد و تهران برای شرکت در مراسم آمده بودند.
درهمین حال اواز حضور غلامحسین کرباسچی، مهندس حجتی، مهندس میثمی، اعضای مجمع محققین ومدرسین قم، حجت الاسلام والمسلمین موسوی تبریزی ،حجت الاسلام و المسلیمن شهرستانی نماینده آیت الله سیستانی و آیت الله فیض در مراسم تشییع و خاکسپاری خبر داد.
فرزند آیت الله منتظری همچنین ازتماس تلفنی آیات عظام صانعی ، گرامی(بعلت اقامت درمشهد) و موسوی اردبیلی ( بعلت کسالت) به بیت محترم آیت الله منتظری خبر داد.
وی دررابطه با محل خاکسپاری افزود که سرانجام در محلی که حکومت در نظر گرفته بود در گلزار شهدا ، قطعه خانواده شهیدان، در کنار کتابخانه پیکر بانو ربانی به خاک سپرده شد.
احمد منتظری خاطرنشان کرد که آمبولانس حامل پیکر مرحومه ربانی توسط پنج اسکورت به گلزار شهدا آورده شد و سرانجام با وساطت های انجام شده، خانواده توانستند در صد متری گلزار شهدا، جنازه را تحویل بگیرند وبه مراسم تدفین را برگزار کنند.
وی از حضور لباس شخصی ها در بین جمعیت خبر داد که فشارآوردن و شتاب تلاش داشتند تا هر چه زودتر مراسم تدفین به پایان برسد و جمعیت متفرق شود.
درادامه این گفت وگو فرزند بزرگ آیت الله منتظری به ویژگی های شخصیتی مادر محترمشان اشاره کرد و صبوری را ویژگی ممتاز وی خواند که در همه حال یار و یاور همسر خود بود در حصر و حبس و تبعید.
وی به فعالیتهای اجتماعی بانو ربانی پرداخت و افزود که وی قبل و بعد از انقلاب در یاری رساندن به خانواده های بی سرپرست، خصوصا خانواده های زندانیان بسیار فعال بود و تلاش داشت تا آنان در نبود همسران و پدرانشان رنج کمتری را متحمل شوند.
احمد منتظری به بیماری ایشان اشاره کرد که از زمان رحلت مرجع فقید تاکنون ادامه داشته و سرانجام منجر به فوت ایشان در بامداد هفتم فروردین شد.
فرزند ارشد آیت الله منتظری روند کاری دفتر آیت الله را عادی خواند و اظهار امیدواری کرد که مشکلی برای ادامه کار این دفتر در آینده بوجود نیاید تابتوانند همچون گذشته ضمن برگزاری مراسم مذهبی و پاسخگویی به سوالات شرعی مردم به جمع آوری ونشرآثارمرجع فقید بپردازند.
***اختلال در تلفن های همراه و امنیتی بودن فضا
به گزارش کلمه، همچنین یکی از افراد حاضر در مراسم به خبرنگار «کلمه» گفت: از روز گذشته و بعد از پخش خبر فوت همسر آیت الله منتظری تمام خطوط موبایل در شهر قم دچار مشکل شد.
وی تصریح کرد: در ساعت ۹ و نیم امروز افرادی که در مراسم تشییع شرکت کرده بودند متوجه شدند باید مراسم تشییع بدون جنازه آن مرحومه برگزار شود! که مردم بدون جنازه به سمت حرم راهی شدند.
وی درباره فضای مراسم گفت: جو امنیتی بود که در این بین جوانی شعار داد «یا حسین میرحسین» که بلافاصله نیروهای امنیتی به سمت او هجوم آوردند اما با وساطتت مردم از بازداشت این جوان جلوگیری به عمل آمد. بالاخره وارد حرم شدیم بی هیچ شعاری به جز الله اکبر و لا اله اله الله و عزا عزاست امروز روز عزاست امروز منتظری مظلوم صاحب عزاست امروز.
وی ادامه داد: داخل حرم مردم شعارهایی همچون یا حضرت معصومه منتظری مظلومه . یا حجت ابن الحسن ریشه ی ظلم رو بکن . خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست سر می دادند.سپس گفتند جنازه به سمت گلزار برده می شود و از مردم خواستن برای تشییع بروند گلزار قم.
***یک مسئول دولتی در قم: یک مراسم خوب برگزار شد
اما در مقابل سایت های دولتی مانند «فارس» با انتشار اخباری به نقل از مسئولان دولتی سعی در نشان دادن جوی آرام در مراسم داشتند به طوری که این خبرگزاری در گفت و گو با استاندار قم نوشت: مراسم تشییع پیکر همسر منتظری در فضایی کاملا آرام و بدون تنش و درگیری برگزار شد.
احمد حاجی‌زاده گفت: تمام تمهیدات لازم برای برگزاری این مراسم انجام شد تا شاهد برگزاری یک مراسم خوب باشیم.
وی ادامه داد: با خانواده مرحوم منتظری نیز صحبت شد و تمام امکانات در اختیار آنها قرار گرفت تا بدون مشکل مراسم خاکسپاری انجام شود.
معاون سیاسی امنیتی استاندار قم بیان داشت: همچنین با تولیت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) هماهنگی صورت گرفت تا پیکر خانم ربانی در حرم مطهر نیز تشییع شود.
حاجی‌زاده با بیان اینکه طبق اعلام قبلی و هماهنگی‌های صورت گرفته با خانواده مرحوم منتظری مکان تشییع مشخص شد، گفت: پس از تشییع پیکر خانم ربانی در حرم مطهر، جنازه به مسجد باب‌الجنه منتقل شد و پس از آن بر دوش خانواده وی تا گلزار شهدا تشییع شد.

مطلب را به سایتهای اجتماعی بفرستید:
  • Facebook
  • Balatarin
  • Donbaleh
  • email
  • friendfeed
  • TwitThis

بدون دیدگاه » فروردین ۹م, ۱۳۸۹


Categories

Links

Feeds

برچسب‌ها

"بي‌بي‌سي " براي تبرئه خاتمي دست به كار شد آمریکا اماده حمله به ایران میشود آژانس ایران خبر: روز سه شنبه دهم شهریور ماه برج آزادی پس از بیست سال شستشو و مرمت از كروبي و تنها رسانه جنبش حمايت مي كنيم استعفاء استعفای هاشمی در صورت دستگیری کروبی اعلام مسیرهای جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس با توجه به نظر اکثر مراجع تقلید; امروز یکشنبه ۳۰ام رمضان است و عیدفطر نیست برنامه روز قدس برنامه مزهک ۲۰:۳۰ در باره ترانه موسویd تجمع در اعتراض به توقيف روزنامه اعتماد ملي ترانه چگونه کشته شد ترک سازمان ملل هنگام سخنرانی احمدی ‏نژاد و صندلی های خالي تهديد رسمى ايران توسط سوئد تور نمادین دو دوچرخه ‌سوار ایرانی در همبستگی با جنبش سبز ایران جنبش سبز حضور كروبي و گزارش تظاهرات ميليوني مردم در قدس سبز خبرداد ترانه موسوي در كانادا است و ستاد خس وخاشاك بيانيه داد خبر دفن مخفيانه دهها نفر بي نام و نشان در بهشت زهرا دادگاه فعالين سياسي دستگیری تظاهرکنندگان تهران تأئید شده است رئیس جمهوری روسیه در برخی موارد اعمال تحریم ها "غیرقابل اجتناب" است. رسپولیسی یا استقلالی هستی مهم نیست مهم اینه که ایرانی هستی جنبش سبز جمعه ورزشگاه آزادی ساعت 19:15 روز قدس جنبش سبز یا فلسطین روزنامه نوروز رژیم از ترس تجمع میلیونی امروز مردم عقب نشینی کرد روزنامه اعتماد ملی منتشر شد سخنگوى قوه قضائیه: در حوادث اخیر چهار هزار نفر بازداشت شدند سعيد حجاريان شعار جمعه هاشمی سکوت کنی خائنی صدا و سیما باز هم سبز ها را نادیده گرفت علت قطع ناگهانی پخش زنده رای اعتماد در مجلس متن سخنرانی آیت الله دستغیب در مجلس خبرگان رهبری:چه شده كه صداى عدالتخواهى با حكومت نظامى جواب داده مى شود مجلس.تقلب کنید، می بریم کهریزک ها. صدا و سیما مردم زودتر به خائن بودن هاشمی پی برده بودند مردم مىگويند: اين ظلم ها و حق كشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و علماى دين كه حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق مردم و مبين احكام شريعت و از جمله امر به معروف و نهى مریم: در حال تجاوز می‌گفت دارم رایت را پس می‌دهم مسیرها و برنامه های جنبش سبز برای حضور میلیونی در روز قدس اعلام شد مهدی کروبی در نامه ای به آیت الله منتظری:از اینکه به خاطر برخی تعرضات از این حقیر تفقد نیویورک در تسخیر ایرانیان معترض به احمدی نژاد واکنش شدید به سخنرانی احمدی‌نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل پاسخ احمدي نژاد به خبرنگار شبكه سي بي اس آمريكا در باره ندا آقاسلطان پاسخ مجدد پایگاه اطلاع رسانی نوروز به ادامه دروغ پردازی های تلويزيون حكومتي به این سایت: کروبی: این جنایتها روی شاه را سفید کرد کروبی و جایزه صلح نوبل گردهمایی بزرگ ایرانیان معترض در روز سخنرانی احمدی‌نژاد


مرجع